ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۱۷, جمعه

در دفاع از مستعار نویسی (به بهانه نامه مجید دری)



پیش نوشت: مجید دری عزیز از زندان بهبهان نامه ای نوشته در نقد فعالیت های مجازی که بسیار خواندنی است (اینجا). در کل با نوشته موافقم. هر چند نوشته کامل نیست و اینجا و آنجایش قابل نقد است (و مجید خودش خواسته که نوشته نقد شود)، به نظرم مورد شماره دویِ آن نیاز بیشتری به نقد شدن دارد. چرا که مستعار نویسی بارها به صورت مشابهی مورد نقد قرار گرفته، بد نیست که دفاع نامه ای هم از آن داشته باشیم. به این امید که مجید دری هم بتواند این نوشته را بخواند.

 یک - نقد مستعارنویسی در  بسیاری از نوشته ها  در حقیقت یک نقد اخلاقی است که به مستعارنویسان هم ختم نمی شود: نقد بر همه کسانی است که از دیگران انتظار شجاعت و هزینه پردازی دارند، ولی خود حاضر به هیچ ریسکی نیستند. و البته نقد بر کسانی است که بقیه را به باد انتقاد می گیرند، در حالی که خود قابل نقد شدن نیستند (البته همیشه چنین نیست، چرا که این افراد معمولن تحت نام مستعار خود، هویتی جدید پیدا می کنند که قابل نقد شدن است). اگر شخصی مستعار به شخصی حقیقی اتهام ترسویی بزند، قضاوت بر مخاطب یا خواننده آن شخص مستعار است. اما آیا این مساله فقط متوجه اشخاص مستعار است؟ آیا فقط مستعارها به دیگران انگ های فرضن الکی می زنند؟ بله، این یک حقیقت است که اینگونه انگ زدن ها بیشتر از طرف افراد مستعار زده می شوند.  آیا این مساله، بیشتر یک مشکل اجتماعی نیست؟ آیا در جامعه ایران کم دیده ایم که شخصی کسی را متهم به کاری کند که خودش مدام آن کار را می کند؟

دو - اما آیا این انگ زدن ها اثری هم دارند؟ آیا مستعرها به اندازه کافی مخاطب هم دارند؟ اگر نه که هیچ، اگر آری، چرا؟

مستعارها معمولن نسبت به فعالین غیر مستعار مخاطبان کمتری دارند. ولی هستند گروه های مستعارمانند anonymous یا اشخاص مستعاری مانند Banksy که شهرتشان جهانی است ( در ایران هم  مانند خسرو گلسرخی کم نداشته ایم). بنا به نوع فعالیت، مستعار نویس می تواند مخاطبان بسیاری را پیدا کند. برای اشخاص مستعار، محتوای یک کار بیش از اشخاص اهمیت دارند. پس این اشخاص معمولن نمی توانند نقش یک رهبر سیاسی یا حزب را بازی کنند، چرا که شناسنامه سیاسی مشخصی ندارند. پس تنها چیزی که اینجا مهم است، محتوای اثر آن هاست. حالا این اثر می تواند گرافیتی باشد، فیلم باشد، روشن گری باشد یا هر چیز دیگری.

مجید دری از ناپلئون نقل قول کرده که:
"چیزی را بگو که بتوانی بنویسی، چیزی را بنویس که بتوانی امضاء کنی، و چیزی را امضاء کن که بتوانی عمل کنی."
سوال من از مجید این است: آیا تو خودت توانستی آن چیزی را که گفتی عملی کنی یا به زندان افتادی؟ و اینکه تو آن راه را برای فعالیت خودت انتخاب کردی که خیلی هم قابل احترام است. اما اگر دیگران بخواهند راه دیگری را انتخاب کنند چه؟ وچه دلیلی دارد که همیشه هزینه فعالیتمان را بپردازیم؟ مگر تو گناهی کرده ای که حقت زندان باشد؟ چرا خود را به خطر بیندازیم وقتی که می توانیم بدون به خطر انداختن خود، اثرگذار باشیم و آینده کشورمان را بهبود بخشیم؟  اگر هدف ما روشن گری باشد، آیا لازم است که به زندان برویم؟ و از زندان افتادن ما چه سود؟ وتکرار می کنم: مفاهیم مهم ترند یا شخصیت ها؟ تفکرها مهم ترند یا اینکه "پای حرف خود بایستیم"؟ گالیله پای گرد بودن زمین نایستاد و حاضر شد حرف خود را پس بگیرد، اما به جهانیان حالی کرد که زمین گرد است. 

چند ماه پیش، وزیر کشور آلمان سعی کرد مستعار نویسی را در آلمان ممنوع کند. روزنامه ها و وبلاگ نویسان غیر مستعار چنان مسخره اش کردند که حرف خود را دو روزه پس گرفت. چرا مستعار نویسی در کشورهای دموکراتیک ممنوع نیست؟ اینجا حفظ امنیت شخصی خیلی مهم است. برای حفظ امنیت افراد، بعضی وقت ها مستعار بودن لازم است، بعضی وقت ها در مکانی نا معلوم زندگی کردن (مانند سلمان رشدی یا محسن نامجو). در  وطن ما که دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم. حالا نگوییم دوستت دارم، چون توان نوشتن و امضا کردنش را نداریم؟

سه - مستعار بودن به ما آزادی می دهد. آزادی ای که تا به حال نداشته ایم. که به قول مجید دری، هر آنچه به ذهنمان رسید را بنویسیم. که ویدیو تظاهرات ها را در اینترنت بگذاریم، بدون اینکه بتوانند دستگیرمان کنند. که با خرافات بجنگیم، بدون اینکه مطمئن باشیم فردایش دستگیر می شویم. که بتوانیم به مبارزه خود بر علیه خرافات ادامه دهیم. 


چهار - به این شاهکار مانا نیستانی نگاه کنید. بعضی وقت ها ما خودمان را در خطوط قرمز خود زندانی می کنیم. چرا؟

پنج - راستی، نامه های زندانیان سیاسی را چه کسانی بیرون می آورند؟ آیا آن ها هم به نحوی مستعار نیستند؟ 

به امید آزادی همه زندانیان سیاسی

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر